| در من خشمِ از زندگی کم نیست، همینطور تمایل به کنار کشیدن. و باور کنید، فرو ریختن در هیچِ مطلق از نظرم تصویر هولناکی نیست، بااینهمه دودلم.
| در بر دامنه دیدار و گفتوگویی اتفاقی میان دو غریبه بدل به بدهبستانی پیچیده و پرکشش میشود که مفاهیم عشق و هوس، لذت و وفاداری، تنهایی و خودفریبی را به چالش میکشد. ترسها و سرخوردگیهای انسان مدرن از میان گفتهها و ناگفتههای راوی جوان و مخاطب سنوسالدارش بهتدریج برملا میشود و تجربۀ زیستۀ دو نسل را در برابر هم مینشاند. مارکوس ورنر با بیانی ظریف و هوشمندانه و از خلال کاوش در زوایای پنهانِ روان انسان روایتی ساخته که در مرز باریک میان آرامش و تنش پیش میرود و در عین صداقت و صراحت، مملو از رمزوراز و معماست، مملو از شور و سیالیت و ابهامی که ویژگی بارز هر شکلی از گفتوگوست.
| کتابی بینظیر که تازه وقتی تمامش میکنی و میفهمی دربارۀ چیست، بیدرنگ برمیگردی و دوباره شروع میکنی به خواندنش.
الکه هایدنرایش، نویسنده و منتقد آلمانی
اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: